تبلیغات
دعای فرج BFC News
 
درباره وبلاگ


Together Everyone Achive More

مدیر وبلاگ : علی توسلی
مطالب اخیر
نظرسنجی
?Do you like to visit Africa countries






?Do you like to visit Africa countries






?Do you like to visit Africa countries






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
BFC News
اللهم عجل لولیک الفرج












نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 فروردین 1392 :: نویسنده : علیرضا

http://www.dolatebahar.com/media/image/userdata/271708853-1-A_R1.JPG

http://www.dolatebahar.com/media/image/userdata/271708853-2-A-R2.jpg

http://www.dolatebahar.com/media/image/userdata/271708853-3-A-R3.jpg

   



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 11 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا

http://www.dolatebahar.com/media/image/userdata/124399729-2-10404451_300357236804616_3065620205131201693_n.jpg

   
  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا


بازخوانی انتقادات صریح شهید بهشتی از روش های آیت الله مصباح یزدیجناب آقای مصباح ! اجمالا به شما بگویم ، من در برابر دکتر شریعتی نقد سالم و سازنده خواهم داشت...جناب آقای مصباح در بحثی که با ایشان کردم فرمودند من به عنوان اتمام حجت می گویم . گفتم برادر، اتمام حجت چیست؟! قبل از اتمام حجت، هدایت مطرح است. اگر هدایت آسیب دید چه اتمام حجّتی؟ من به عنوان یک فرد کارشناس این فن می گویم. اگر قرار است در روحانیت کسی به عنوان صاحب نظر در مسائل مربوط به نسل جوانِ درس خوانده در ارتباط با مذهب نام برده شود ، لااقل من که یکی از آنها هستم. عمرم را در این راه گذراندم. من به عنوان کارشناس صاحبنظر این فن می گویم این خطرناک است. "اتمام حجت" چیست ؟!
  

 مرور انتقادات صریح شهید بهشتی از آیت الله مصباح یزدی نشان می دهد که متاسفانه در طول 40 سال اخیر رفتارهای خشن و تند، شیوه غالب حضرت آیت الله مصباح یزدی در برخورد با پدیده های اجتماعی و سیاسی و در برابر کسانی که با وی همسو نیستند، بوده است. آنچه که در ادامه ارائه می شود بخشهایی از سخنان شهید بهشتی است که در جمع طلاب مدرسه حقانی و در انتقاد از شیوه های برخورد حضرت آیت الله مصباح یزدی ایراد شده است. متن کامل این سخنرانی را می توانید در صفحات 33 تا 84 کتاب "شریعتی ؛ جستجوگری در مسیر شدن" که از اینجا قابل دریافت می باشد مطالعه نمایید:

شهید بهشتی اولین انتقاد خود از حضرت آیت الله مصباح یزدی را به "شیوه تربیت شاگرد" ایشان اختصاص داده و در همین رابطه می گوید:« من مکرر به جناب آقای مصباح هم گفته ام . گفته ام دوست عزیز ، چرا این بحث هایی که احتیاج به رسیدگی بیشتر دارد باید اینطور مطرح شود؟ ...بحث من در اینجا بحث جناب آقای مصباح نیست. بحث من در اینجا با شما طلاب است . به ایشان هم در این ده – پانزده روز قبل عرض کردم . گفتم آقا! بحث ، بحث روش تربیتی مدرسه است ... شما طلاب مدرسه نمی توانید با این اسلوب بار بیایید وگرنه لااقل بنده نمی توانم در چنین مدرسه ای ذره ای در کارها سهیم باشم. مدرسه ای که بخواهد یک مشت انسان لجوج ، پرخاشگر بی جا و متعصب تربیت کند، نتوانند با هم دو کلمه حرف بزنند چه ارزشی دارد؟ در این صورت چه خدمتی به اسلام و به حق کرده اند؟ به چه انگیزه ای ؟... من می گویم شرط اول خدمت در مدرسه این است که انسان منصف ، اسلام انصاف آور ، تشیع انصاف آور در مدرسه پا بگیرد. برخورد باید منصفانه ،منطقی ، آرام، متین، روشنگر، امکان فکر گسترده دادن ، باشد. تحجر، تعصب، جمود، مطالب را زود در چارچوب های محدود آوردن و تاختن ، هرگز نمی تواند آهنگ تربیت مدرسه باشد.اگر هست ، بنده از این مدرسه نیستم. اگر چنین چیزی در مدرسه هست ، رفقای ما اعلام بفرمایند که رسالتش این است ، مطمئن باشید آخرین دیدارمان با شما به عنوان مدرسه خواهد بود. ما می خواهیم انسان جستجوگر بار بیاوریم که در پی شناخت حق باشد. شما آقایان چگونه معارف فعلی خودتان را برای شناخت حق در تمام جزئیاتش آنقدر بالغ می دانید که اینقدر به هم پرخاش می کنید؟! شنیده ام شما رفقا به هم پرخاش می کنید. اصلا ولنگاری می کنید. کِی ولنگاری راه آوردن انسانها به حق است که شما از حربه ولنگاری استفاده می کنید؟...چرا باید مسئله ای که لااقل میان من و جناب آقای مصباح به صورت دو برداشت قابل طرح است به این شکل درآید ؟ همین طور متقابلا من نیز نباید این کار را بکنم. نمی گویم که فقط آقای مصباح نباید این کار را بکنند، من هم نباید این کار را بکنم. مدرسه جای برخورد سالم آراء و افکار است و از هر آهنگ و شیوه ای که بخواهد به سلامت برخورد آراء و افکار لطمه بزند بشدت جلوگیری می شود. خوب دقت کنید این شعار ماست: مدرسه جای برخورد سالم آراء و افکار است....موضع من در برابر دکتر شریعتی و کارهای او موضع بهره برداری صحیح است، نه لگدکوب کردن ، نه لجن مال کردن و نه ستایش کردن و بالابردن. بلکه حسن استفاده از سرمایه ای در خدمت هدفی ، با روشنگریِ بدون کمترین محافظه کاری برای تمام نقطه های ضعف او... من با صراحت به جناب آقای مصباح اعلام کردم ، جناب آقای مصباح ! اجمالا به شما بگویم ، من در برابر دکتر شریعتی نقد سالم و سازنده خواهم داشت...جناب آقای مصباح در بحثی که با ایشان کردم فرمودند من به عنوان اتمام حجت می گویم . گفتم برادر، اتمام حجت چیست؟! قبل از اتمام حجت، هدایت مطرح است. اگر هدایت آسیب دید چه اتمام حج�'تی؟ من به عنوان یک فرد کارشناس این فن می گویم. اگر قرار است در روحانیت کسی به عنوان صاحب نظر در مسائل مربوط به نسل جوانِ درس خوانده در ارتباط با مذهب نام برده شود ، لااقل من که یکی از آنها هستم. عمرم را در این راه گذراندم. من به عنوان کارشناس صاحبنظر این فن می گویم این خطرناک است. "اتمام حجت" چیست ؟! می گویم این، تمام رشته های این سی- چهل سال را پنبه می کند. اتمام حج�'ت یعنی چه؟ چه کسی گفته است اگر ما با بیان روشنگر ، نقطه های انحرافی را بیان کنیم کافی نیست ؟ طول می کشد؟ طول بکشد. کار مفیدِ طولانی بهتر است یا کار پر خطر فوری؟ کدام یک؟ "(1)

شهید بهشتی در همین سخنرانی شیوه های برخورد حضرت آیت الله مصباح یزدی با مخالفان را جنجال آفرین، تحریک آمیز و تکفیری خوانده و این قبیل روشها را موجب ایجاد دوقطبی کاذب در جامعه و مسبب جدایی دانشگاهیان و غیرحوزویان از حوزویان دانسته و می گوید: « موضعگیرى جنجالى و جنجال آفرین و تحریک آمیز ، که با شدت و حدت همراه است، به نظر من با توجه به مجموع جوانب مختلف مربوط به این بحث و این شخص و این عصر، نتیجه عکس دارد. این نوع موضعگیرى ها بسیارى از افراد را به یاد چماقهاى تکفیرى مى اندازد که در تاریخ درباره عصر تفتیش عقاید کلیسا و قرون وسطى خوانده اند و موجب مى شود که زمینه هاى مثبت و ارزنده هدایت نسل جوان که امروز در دسترس دوستان علاقه مند قرار گرفته تباه شود و به زمینههاى ضد تبدیل شود، و باز به تدریج – (فکر نکنید که این کار کارى است که در ظرف یک روز یا دو روز مى شود)- به تدریج با تبلیغات مسموم دیگرى که نهضتهاى مادى – الحادى و قدرتهاى خودکامه سوء استفاده کننده از همه چیز (از جمله مذهب) دارند، بار دیگر میان همه مردم جوان درسخوانده مطالعه کن و اهل علم، همان جدایى شوم که بنده در شهر قم ناظر آن بودم به وجود مى آید.در سال 1325 که من به قم آمدم با کمال تأسف به چشم خودم مى دیدم در قم کوچک آن روز که محدوده مرکزى شهرى اش از بازار تا فلکه ارم بود و در آن موقع فقط یک دبیرستان در آن وجود داشت (دبیرستان حکیم نظامى)، معلم و محصل مدرسه از یک پیاده رو خیابان مى رود و معمم از یک پیاده رو دیگر، و براستى از هم پرهیز مى کردند.آیا قرار است بار دیگر به چنین وضع شومى برگردیم؟ آیا نمى خواهیم مطالعه کنیم و ببینیم این وضع شوم از کجا ناشى شده بود؟ آیا نمى خواهیم تلاشهاى مان را در زمان خودمان هدایت و رهبرى کنیم؟»(2)

و البته همانطور که همه می دانند بعد از این سخنرانی روشنگرانه شهیدمظلوم دکتر بهشتی، حضرت آیت الله مصباح یزدی به همراه 18 نفر از شاگردانشان به حالت قهر مدرسه حقانی را ترک گفته و ادامه فعالیتهای خود را در موسسه در راه حق دنبال نمودند.(
3)
.............................................................................
(1) و (2) http://files.beheshti.org/pdf/shariati.pdf
(3) http://www.irdc.ir/fa/content/3587/print.aspx





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا



آیا حال مردمی که 12 ماه از سال را می دوند، درک می کنید؟ دیدم وقتی ماه مبارک رمضان می‌شود و ما دو سه ساعت ساعت کار کارمندان را کم می‌کنیم، بازدهی‌شان بالا می‌رود. اینها شب مسجدی می‌روند، عبادتی می‌کنند و نمازی و دعایی می‌خوانند و ساخته می‌شوند و جور دیگری کار می‌کنند. اصلاً بعضی‌ها راه را گم کرده‌اند. کجا می‌خواهید بروید؟ چه خبر است؟ حالا از این بالاتر هم هست.
  

 دکتر احمدی نژاد مرداد 1390 در اجلاس روسای آموزش و پرورش گفت:

بعضی‌ها خیال می‌کنند تعطیلی یعنی بطالت. به خدا این نیست. این تعریف برای ما نیست. باید انسان‌ها یک جمعه کنار هم باشند و از خانواده خود بهره ببرند، طعم محبت خانوادگی را بچشند و هم دیگر را درک کنند. باید فرصتی داشته باشند که به خودشان بپردازند. فکر می‌کنند آدم‌ها ماشین مکانیکی هستند، اگر سه شیفت کار کردیم، خیلی عالی است و سودمان بالا می‌رود. یا اینکه بچه‌های ما از سه سال قبل از کنکور نباید مهمانی بروند و خاله و فامیل را نبینند و یک مشهد و زیارت نروند. ۲۴ ساعت در خانه، کلاس کنکور . برای چه؟ آیا واقعاً آن درس‌هایی که در دانشگاه می‌خواند، به اینقدر مطالعة قبلی احتیاج دارد. غلط است و باید درستش کنیم. چه کسی باید درست کند؟ خودمان.

می‌گفتند دولت نهم و دهم زیاد تعطیل کرد. بعضی‌ها می‌نشینند و ضرب و تقسیم می‌کنند. بودجة کل دولت را با بودجة شرکت‌های دولتی را با هم جمع می‌کنند و تقسیم بر ۳۶۵ می‌کنند، یک روز که مثلاً می‌گوییم بعد از عید فطر، یا بعد از یک میلاد پربرکت می‌گوییم آقا امروز هم بروید یک مسافرتی بکنید، تقسیم می‌کنند و می‌گویند اینقدر به اقتصاد کشور خسارت وارد شد. این عوام فریبی و ناشی کاری است.

در هر بخش از دولت نهم و دهم در مقایسه با دورة قبلش چهار پنج برابر کار شده است. چه کسی کار کرده؟ همین‌ها کار کرده‌اند. مگر کار به ساعت طولانی است. ما تجربه کردیم. من این تجربه را هجده سال قبل در استانی انجام دادم. دیدم وقتی ماه مبارک رمضان می‌شود و ما دو سه ساعت ساعت کار کارمندان را کم می‌کنیم، بازدهی‌شان بالا می‌رود. اینها شب مسجدی می‌روند، عبادتی می‌کنند و نمازی و دعایی می‌خوانند و ساخته می‌شوند و جور دیگری کار می‌کنند. اصلاً بعضی‌ها راه را گم کرده‌اند. کجا می‌خواهید بروید؟ چه خبر است؟ حالا از این بالاتر هم هست. سرتان را درد نمی‌آورم.

یک روز بحث بود، همان روزی که این گزارش در شورای انقلاب فرهنگی داده شد و قرار شد این گزارش را برای تمام مراجع بفرستند. بعضی افراد پیشنهاد آورده بودند که مثلاً ما بیاییم از این چهار روز نوروز دو روزش را کم کنیم و به جاهای دیگری اضافه کنیم. مثلاً عید فطر را دو روز بکنیم. بعضی‌ها گفتند آقا مردم یک ماه روزه گرفته‌اند و خودشان را ساخته‌اند، حالا با دو روز مسافرت بروند همه چیز را بر باد بدهند؟ گفتم از شما تعجب می‌کنم. چرا فکر می‌کنید مسافرت یک امر نقض و خلافی است و هر کس به مسافرت برود، خراب می‌شود. مسافرت جزئی از زندگی و برای ساخته شدن انسان لازم است. خدای متعال می‌گوید فسیروا فی‌الارض و در روایت آمده است که سفر کنید تا سالم بمانید.

کارگر، کارمند و معلمی نه ماه، ده ماه کار می‌کند و زحمت می‌کشد. بعضی‌ها هم که دو شیفت، سه شیفت ان‌شاءالله به جایی برسیم که کار مردم هم یک شیفت بشود و یک شیفت هم بروند به خودشان برسند . حالا دو روز، سه روز می‌خواهند با خانواده بروند. آن هم ایرانی‌ها که اینقدر ساده مسافرت می‌کنند و خرجی ندارند. خانم بیچاره‌ای که تا قبل از حرکت باید غذای راه را درست کند. کنار رودخانه‌ای یک سفره‌ای پهن کنند و بنشینند غذایی که در خانه درست کرده‌اند بخورند را بعضی ها ایراد می گیرند.البته من به آن دوستان گفتم. شما الحمدلله وضع مالیتان که خوب است. ان‌شاءالله همه وضع مالیشان خوب بشود. بعدش هم که از سالی ۳۶۵ روز، صد و پنجاه روزش را خودتان مسافرت هستید، باز هم الحمدلله. مسافرت هم که می‌روید، ماشین، خانه و مهمانسرا همه چیز از بیت‌المال، الحمدلله پای پرواز تحویلتان می‌گیرند و پای پرواز هم تحویلتان می‌دهند. شما چگونه متوجه می‌شوید مردمی که دوازده ماه دارند می‌دوند، حالا دو روز می‌خواهد یک استراحتی بکند. نگاه اصلاً نگاه بسته و بی‌اعتمادی به انسان‌هاست.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا

پرونده رانت 650 میلیون یورویی به قوه قضاییه ارجاع نمی شود!سخنگوی کمیسیون اصل 90 گفت: پرونده رانت 650 میلیون یورویی به قوه قضائیه ارجاع نشده است و با نظر کمیسیون اصل 90 این ارجاع منتفی است.
  

 در حالی که پس از افشای رانت 650 میلیونی دولت یازدهم، افکار عمومی پیگیر سرنوشت این پرونده است، سخنگوی کمیسیون اصل 90 از منتفی شدن ارجاع این پرونده به قوه قضائیه خبر داد!

مصطفی افضلی فرد، سخنگوی کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار پارلمانی مهر، درباره پرونده رانت 650 میلیون یورویی گفت: با نظر کمیسیون اصل 90 برخی پرونده های اینچنینی به قوه قضائیه ارجاع شده  و در برخی موارد دیگر تذکر داده می شود تا موارد مشابه آن تکرار نشود، این مسئله به نظر کمیسیون اصل 90 بستگی دارد.

افضلی فرد افزود: با نظر کمیسیون پرونده 650 میلیون یورویی به قوه قضائیه ارجاع نشده است زیرا هم بانک مرکزی و هم شرکت مربوطه این تخلف را پذیرفته اعلام کردند و این رانت پرداخت نشد بنابراین این قضیه منتفی است.

دست نوازش و محبت کمیسیون اصل 90 در حالی بر سر دولت یازدهم و تخلف بزرگش در سال اول کشیده می شود که محمدعلی پورمختار، رئیس و مصطفی افضلی فرد، سخنگوی این کمیسیون بارها و بارها در گفت و گو با رسانه های حامی دولت روحانی خواستار محاکمه محمود احمدی نژاد به بهانه هایی نظیر دیر معرفی کردن وزیر ورزش و جوانان و عدم ارسال اساسنامه وزارت نفت جهت تصویب در مجلس (که طی 35 سال گذشته هیچ یک از دولت ها نسبت به آن اقدام نکرده اند) شده بودند.

رسانه های حامی دولت می کوشند با بزرگنمایی مخالفت های تعداد معدودی از نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری و فراکسیون اصولگرایان با دولت یادهم که صرفا هم محدود به مسائل پیش پا افتاده و فرعی نظیر بهشت زوری یا انتصابات وزارت علوم است، دولت یازدهم را مظلوم و تحت فشار مجلس شورای اسلامی وانمود کنند. این در حالی است که در بزنگاه های حساس و جدی نظیر رانت 650 میلیون یورویی، نمایندگان مجلس حداکثر لطف و مهربانی را شامل حال دولت می کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا


54





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 خرداد 1393 :: نویسنده : علیرضا

si629uJX_530






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 خرداد 1393 :: نویسنده : علیرضا

در اجلاس اتحادیه ی افریقا، در نوبت صبح، آخرین سخنران دكتر بود.
مهمانها چون از صبح شنونده ی سخنرانى هاى متعدد بوده و خسته شده بودند،
دقت لازم را به سخنرانى هاى پایانی نداشتند.
دكتر پنج دقیقه بیشتر صحبت نكرده بود كه برق قطع شد. هركارى هم كردند، درست نشد.
مسئولین و مجریان اجلاس عذر خواهى كردند و گفتند جلسه موكول مى شود به بعدازظهر.
عده اى تحلیل كردندكه قطع برق عمدى بوده!
ما، هیئت ایرانى هم از این اتفاق دلخور شدیم. اما دكتر مى گفت حتما حكمتى در كار بوده!
بعد از ظهر ساعت 3 جلسه شروع شد و اولین سخنرانى را هم براى دكتر گذاشته بودند.
به خاطر قطع برق در نوبت صبح، مهمانها حساس شده، با دقت بیشترى به سخنرانى دكتر گوش مى دادند و استقبال و عنایت بیشترى نشان دادند.
دكتر بیست دقیقه صحبت كرد و صحبتهایش هم تأثیر لازم را در آن اجلاس گذاشت.

                                                         ***
میزان سود عوارضى كه شهردارى به صورت قسط بندى ازمردم مى گرفت، اشكال شرعی داشت.
دكتر تا شهردار شد، حذف این سود را در دستور كار خود قرار داد. با طرح آن در شوراى شهر و پى گیرى هاى زیاد توانست این سود را حذف كند.
جمله اى است كه هر وقت وزرایش در كارشان دچار مشكل «. مؤمن بن بست ندارد »مى شوند، به آنها متذكر مى شود.
در زمان شهردارى و در جریان حذف سود عوارض، برخى ها به دكتر اعتراض مى كردند كه با این كارِ او، شهردارى زمین مى خورد.
اما اتفاق جالبى افتاد. مردم كه متوجه حذف سود از عوارض شدند، براى پرداخت عوارض شان اقدام كردند و... خزانه ى شهردارى از همیشه پرتر شد!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 خرداد 1393 :: نویسنده : علیرضا

 یکی از کاربران شبکه های اجتماعی در آخرین پست خود نوشت: یکی از ویژگی‌‌های عجیب آقای احمدی‌ نژاد محبوبیت او بین برخی‌ غیر مسلمان‌ها است.1

در فیس‌بوک به یک خانم روس مسیحی‌ به نام لوچنکا وریسفسکا برخوردم که خیلی‌ به احمدی‌ نژاد علاقه داشت.

به گفته خودش مهندس شیمی‌ است. این پیج این خانم است:

https://www.facebook.com/lutchenka.varissovska?fref=ts

ازش درخواست کردم که یک متن کوتاه در مورد علت این علاقه بنویسه که ترجمه اش رو اینجا می‌‌گذارم:

《نام من لوچنکا وریسفسکا است و عاشق محمود احمدی‌نژاد هستم! خیلی‌‌ها ازش بدشون میاد اما چرا؟ احمدی‌ نژاد که فقط می‌‌خواست به مردم فقیر کمک کند. فکر کنم برای این است که او می‌‌خواست پول نفت را به مردم بدهد ولی‌ افرادی در مجلس ایران این را نمی خواستند و جلو تصویب پیشنهاد‌های او را می‌‌گرفتند تا این پول‌ها به نفع افراد خاصی‌ مصرف بشود و به جیب خودشان برود. آنها افراد ثروتمندی هستند و نمی خواستند پول نفت به مردم هم برسد. احمدی‌ نژاد فقط می‌‌خواست به مردم فقیر کمک کند و با پول نفت برای فقیر‌ها خانه بسازد ولی‌ اینها نگذاشتند. عاشق احمدی‌ نژادم چون مرد بود و جلو باراک اوباما ایستاد. او هم در عوض نفت ایران را تحریم کرد تا احمدی‌ نژاد به فقیر‌ها نتواند کمک کند. حالا هم که روحانی جای او آماده، مجلس ایران دیگر با او دعوا ندارد و او هم می‌خواهد تسلیم اوباما باشد و اوباما هم خوشحال است. اینها همه اش تقصیر اوباما است که به همه کلک زد! حق با احمدی‌ نژاد است! ممکن است این نوشته خیلی‌ سطحی به نظر برسد اما نشان می‌‌دهد ایستادگی در مورد زورگویی و اصرار بر عدالت حتی مرز دین را در می‌‌نوردد. تا زمانی‌ که ما نتوانیم یک جبهه‌ متّحد در مقابل آمریکا ایجاد کنیم، باید تن به زورگویی‌ها بدهیم. به نظر شما چه قدر امکان دارد آقای روحانی سیاست مدار محبوب یک غیر ایرانی‌ باشد؟ ممکن است کسی‌ مناقشه کند احمدی‌ نژاد شیاد بود و با سواستفاده از این مفاهیم دنبال اهداف خاصی‌ بود، اما موضوع این پست دفاع از شخص ایشان نیست، دفاع از رویکرد ضدّ استکباری و عدالت محور است. 》





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1 خرداد 1393 :: نویسنده : علیرضا

افسران - ظریف الممالک






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا

اهل تدبیرند این جمــاعت….

نه چونان تو که نادانســته وارد بازار سیاست شدی و هرچه در چنته داشتی رو می کردی…

تو بلد نشده بودی که بازی سیاسی باید برد برد باشد.

تو خیلی چیزها را بلد نشده بودی و همین بود که از دور خارجت کردند. آن قدر خارج که این روزها کم تر از تو خبری پیدا می شود. خودت کردی که …

رییس جمهور جدید مثل تو نیست.

مثل تو به مخالفانش توهین نمی کند.

شعارها و اهدافش با مبانی امام و انقلاب مطابق است.

اهل مبارزه با فساد است.

عزت ملی و استقلال حقیقی کشور را دستور کار قرار داده.

شجاعت در برابر دشمن و عدم انفعال در برابر استکبار مشخصه اصلی اش شده.

 مستقل تصمیم می گیرد و مثل تو کسانی را پشت پرده ندارد که برایش امر و نهی کنند.

به دنبال راه حل های جدید و نوآوری است نه مثل تو دل بسته به راه های رفته و نتیجه نداده.

خستگی ناپذیر است . آن قدری که از تفریح و زندگی اش زده که خود را وقف ملت کند نه مثل تو که تعطیلات عید سر از یک جا در می آوردی و تعطیلات تابستان سر از یک نقطه خوش آب و هوای دیگر.

ـ

javanenghelabi - ahmadi nejad 10ـ

ساده‌زیست  و از جنس مردم است نه مثل تو که از پس هواپیمای اختصاصی ات ملت را دید می زدی و یک بار حاضر نمی شدی در جمع مردم عبور و مرور کنی.

پایبند به خدمت است و مثل تو توجیه نمی کند. اهل عمل است نه حرف. تو فقط حرف های قشنگ می زدی بی آنکه بتوانی در صد روز نخست ریاست جمهوریت به وعده هایت عمل کنی.

تحول مدیریتی به معنای حقیقی کلمه را ایجاد کرده. حلقه مدیران سنتی و از کار افتاده را شکسته. به سنت پوسیده تو که حتی نتوانستی یک چهره مدیریتی جدید را معرفی کنی پایان داده و جوان ها وارد عرصه های مهم مدیریتی شده اند.

امسال دم عید به ما سبد کالا داد. تو چه کردی؟ فکر کردی این ملت فقیرند و عیدی نقدی دادی. وای بر تو که ما ملت را انقدر سبک انگاشته بودی.

انقدر در دنیا تنش ایجاد کرده بودی که کشورهای همسایه سایه ما را با تیر می زدند. اما الان اوضاع فرق کرده. دنیا دوستمان دارد. انقدری که پارلمان اروپا از صفر تا صد نظام ما را به رسمیت شناخته.

خسته کردی بودی ما را با سکوت هایت در برابر سگ نگهبان امریکا در منطقه. حتی یک بار از دهانت در نیامد بپرسی ماجرای این هولوکاست کذایی چه بود. اما الان اوضاع فرق کرده. اینجا همه قاطعانه اسراییل را به رسمیت نمی شناسند.

حالا که نیستی اوضاع بدجور بهتر شده. کاش زودتر رفته بودی.

ـ

javanenghelabi - ahmadi nejad rohani





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا

دانشجو بود…

دنبال عشق و حال، خیلی مقید نبود، یعنی اهل خیلی کارها هم بود، تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی….
از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم…

قرار شد با حضرت آیت الله العظمی بهجت هم دیدار داشته باشن..از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه…
وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت…

بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن، آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن…

من چندبار خواستم سلام بگم…منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن…امااصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن…

درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن…

یه لحظه تو دلم گفتم :حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه…تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره…!!!

تو که خودت میدونی چقدر گند زدی…!!

خلاصه خیلی اون لحظه تو فکر فرو رفتم…

تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم، وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم، کارامو سروسامون دادم، تغییر کردم، مدتی گذشت، یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم، از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم، چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن…

اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت، من دم در سرم رو پایین انداخته بودم، اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود، تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن: “حمید..حمید…حاج آقا باشماست.”
نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر…آهسته در گوشم گفتن:
- یکماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی…

ـ

javanenghelabi - bahjat 1





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا
قبل از اینكه وزیر دولت نهم شوم. بارها دركنفرانس هاى علمى شركت كرده و با فضاهاى آنجا آشنا بودم.
در سمینارها وكنفرانس هایى كه در خارج از كشور برگزار مى شد، بعضى از مسئولین را دیده بودم كه وقتى نوبت سخنرانى آنها در این مجامع مى شد، به سختى نام خدا را در ابتداى صحبت هایشان مى آوردند.
اما دكتر وقتى براى اولین بار در سازمان ملل سخنرانى كرد، خیلى محكم وا ز موضع یك مسلمانِ مؤمن معتقد، بدون هیچ نگرانى از ابراز ایمانش با نام خدا و حضرت حجت(عج) شروع به صحبت كرد.
در دیدارى كه آن روزها با آیت ا... صافى گلپایگانى داشتم، ایشان فرمود: وقتى آقاى رئیس جمهور آمد، حتما از ایشان تشكر كن كه شجاعانه در آن مجمع نام مقدس امام
زمان (عج) را بردند و این نگاه به منجى و تذكر به معنویات را با شجاعت بیان كردند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا

همزمان با آغاز بکار بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، از یازدهمین کتاب مجموعه کارنامه و خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی با عنوان « سازندگی و شکوفایی» که مربوط به رویدادها و وقایع سال ۱۳۷۰ است، رونمایی و برای فروش عرضه شد.
در خاطرات این سال به روشنی سیر تبدیل اقازاده ها مشخص است. شروع این روند تقریبا دوسال پس از عروج امام (ره) و پایان جنگ شروع شده است.

در بخشی از خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی که در کتاب « سازندگی و شکوفایی» مربوط به رویدادها و وقایع سال ۱۳۷۰، در مورد فرزندانشان آمده است:

۸فروردین: محسن ومهدی به همراه تیم وزارت نفت، برای بررسی وضعیت صنعت نفت وچاه های نفت کویت که در حال سوختن بود وفرایند کمک رسانی و بازسازی وهمچنین نحوه خاموش کردن چاه ها، به کویت رفته اند.

۱۵فروردین: یاسر از مدینه تلفن کرد. از سفر عمره اظهار رضایت کرد.

۱۶فروردین: یاسر از عربستان رسید. شرحی از سفرش داد. شناخته شده بود و با فهد شاه عربستان ملاقات داشته است.

۲۶فروردین: محسن برای سفربه کره جنوبی جهت بازدید از صنایع سنگین و واگن سازی آمد، مذاکره کردیم.

۲۸فروردین: برای پرواز به سوی استان فارس به فرودگاه رفتیم. عفت، فاطی، مهدی، فرشته ها وبچه ها وبعضی از بستگان هم بودند.

۳اردیبهشت: محسن آمد. گزارش سفربه کره جنوبی را داد؛ تحت تاثیر صنایع کره قرارگرفته است.

۷اردیبهشت: عازم سفربه سوریه هستیم. . . عفت، فاطی، سعید لاهوتی، فرشته و نوه ها همراه مان بودند. یاسر، مهدی، اعظم و محسن نیامدند.

۲۷ اردیبهشت: محسن آمد و گزارشی ازسفر به پاکستان به همراه وزیر نفت داد.

۱۴خرداد: ساعت ده صبح با هلی کوپتر به مرقد امام رفتیم. عفت هم آمد. . . فائزه به شمال رفته، محسن هم به سوی شمال رفته بود که به خاطر شلوغی جاده برگشته است.

۲۳خرداد: ظهر عفت وفاطی و یاسر و سارا و علی آمدند. ناهار را با من خوردند و از آنجا برای سفر به لیبی، عازم فرودگاه بودند. درهمان لحظه، ساعت دوبعداز ظهر خوابم برد. وقتی که بیدارشدم نبودند؛ دلگیرشدم.

۲۹خرداد: ساعت هفت ونیم صبح به فرودگاه مهرآباد رسیدیم. مهدی ویاسر هم با من بودند… به سوی نوشهر پرواز کردیم.

۱۵مرداد: عصربه خانه آمدم. فائزه از کره شمالی برگشته وراضی است. با اقای کیم ایل سونگ، رهبرکره شمالی ملاقات کرده و او ضیافت نهار به هیات ایرانی داده است.

۲۵ مرداد:   محسن آمد درباره سفر به کشورهای جنوب خلیج فارس سئوال کرد. همراه آقای آقازاده، وزیر نفت، پیام من را برای سران این کشورها می برند.

۹شهریور: مهدی از سفر استرالیا و زلاندنو آمد و گزارشی از   سفر داد.

۱۱مهر:   به سوی دشت مغان پرواز کردیم. چندنفر از وزیران، معاونان ونمایندگان و مهدی، عفت، فاطی و فرشته همراه بودند.

۱۷ آذر: ساعت هفت و ربع صبح، همراه عفت و یاسر و فاطی و علی و سید علی مرعشی وخانم عباسی به سوی فرودگاه حرکت کردیم… ساعت هشت ونیم صبح به سوی داکار پرواز کردیم.

۲۰ آذر: عفت امروزناهار هم مهمان خانم رییس جمهور سنگال بود… از مسجد شیعیان بازدید کرده که نامرتب وکثیف دیده و بازار سنگال را هم کثف دیده است. فاطی وفائزه هم از بازار صنایع بازدید کرده بودند و فائزه از یک مدرسه ورزشی ویاسر هم د رسفر طوبی با من بود.

۲۳ آذر: آقای بشیر رییس جمهور سودان تقریبا از هیات جدا نمی شود. اقامتگاه، کنار منزل شخصی اوست. فائزه ویاسر امروز به مکه رفتند.

۶دی: فائزه به مشهد رفته بود. یاسرهم برای اسکی به دیزین رفته است.

۲۶دی: برای استراحت به محل سد لتیان رفتیم. مغرب رسیدیم وتا آخرشب، بعضی از بچه ها هم رسیدند. عفت و اقدس خانم، خواهرش قبل از من رسیده بودند.

۲۷دی: دوسه ساعت درمحوطه بازجلوی ساختمان {در سد لتیان} ، بابچه ها بابرف، بهمن های بزرگ درست کردیم وتا لب سد،   غلطاندیم.

۲۹ اسفند:   فاطی از باکو در اذربایجان شوروی، تلفنی تماس گرفت.

۳۰اسفند: فاطی و بچه هایش در آذربایجان هستند.   فائزه هم به کیش رفته است… بافرشته و مهدی، تلفنی صحبت کردم، از وضع شان در استرالیا راضی اند. ریس دپارتمان که او را شناخته است، پیشنهاد داده برای بازدید ازکارخانجات مربوط به رشته اش، به کتنتدا یا آمریکابروند. گفتم به شرط ناشناس ماندن بپذیرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا
دكترحساسیت خاصى به پرداخت خُمس داراییش دارد. و براى خودش سال خُمسى دارد.
هر سال، یك روز جمعه، دكتر و همسرش از صبح تا شب مى نشینند و خُمس آن سال راحساب –كتاب مى كنند.
حتى اگر یك كیلو برنج اضافى هم باشد، آن را هم حساب مى كنند.
بعد مبلغ خُمس را مى فرستند دفتر مقام معظم رهبرى.
بچه هایش هم وقتى هر كدام به صورت ساعتى، در مدرسه اى شروع به تدریس كردند و حقوق بگیر شدند، از آنها خواست براى خودشان سال خُمسى تعیین كنند.
                                                          ***
براى انجام کارى پیش دکتر بودم.
یک دفـعه تلفـن دکتر زنگ زد. گویا یکى از آشـناهاى ایشـان پشـت خط بود. با او احوالپرسى کرد.
وسط صحبت هایشان دیدم دکـتر با برافروختگى صدایش را بالابرد : این که شما مى گویى یعنى سفارش. شما توجه دارى؟ حواست هست از من چه مى خواهى ؟ مى خواهى مرا توى آتش بیاندازى؟! من هرگز این کار نمى کنم.

ـ






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا

 مسؤول دفتر رهبر معظـم انقـلاب اعلام کردند : مشغلـه های فراوان باعث شد رهبر انقـلاب امسال از نمایشـگاه کتاب بازدید نداشـته باشند.

می‌دانیم که حضـرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، در دوران ریاست جمهوری خویش، نمایشگاه کتاب تهران را بنیان گذاشتند و به جز هشت دوره (شش دوره عدم حضور اعتراضی + دو دوره عدم حضور در تهران) ، در همه ۱۹ دوره دیگر آن شرکت داشته‌اند.

ـ

javanenghelabi-khamenei - ketabـ

برنامه دیدن رهبر معظم انقلاب در ربع قرن گذشته، به شرح زیر بوده است:

۱) دوره یکم: ۱۸/۸/۱۳۶۶ ـ  رییس‌جمهور: سید علی خامنه‌ای
۲) دوره دوم: []

۳) دوره سوم : ۱۹/۲/۱۳۶۹ ـ  رییس‌جمهور: اکبر هاشمی رفسنجانی
۴) دوره چهارم: ۱۸/۲/۱۳۷۰
۵) دوره پنجم: ۱۷/۲/۱۳۷۱
۶) دوره ششم: ۲۱/۲/۱۳۷۲
۷) دوره هفتم: ۲۰/۲/۱۳۷۳
۸) دوره هشتم: ۲۶/۲/۱۳۷۴
۹) دوره نهم: ۲۲/۲/۱۳۷۵
۱۰) دوره دهم: ۱۴/۲/۱۳۷۶
۱۱) دوره یازدهم: ۵/۳/۱۳۷۷ ـ  رییس‌جمهور: سید محمد خاتمی / وزیر ارشاد : سید عطاءالله مهاجرانی
۱۲) دوره دوازدهم: عدم دیدن ـ برگزاری یک نمایشگاه محدود کتاب در بیت رهبری (۲۸/۲/۱۳۷۸)
۱۳) دوره سیزدهم: عدم دیدن
۱۴) دوره چهاردهم: عدم دیدن ـ وزیر ارشاد: احمد مسجدجامعی
۱۵) دوره پانزدهم: عدم دیدن
۱۶) دوره شانزدهم: عدم دیدن
۱۷) دوره هفدهم: ۲۳/۲/۱۳۸۳ ـ وزیر : احمد مسجدجامعی
۱۸) دوره هجدهم: عدم دیدن ـ همزمانی با سفر معظـم‌له به استان کرمان
۱۹) دوره نوزدهم: ۲۱/۲/۱۳۸۵ ـ رییس‌جمـهور : محمود احمدی‌نژاد
۲۰) دوره بیستم: ۱۵/۲/۱۳۸۶
۲۱) دوره بیست و یکم: ۲۲/۲/۱۳۸۷
۲۲) دوره بیست و دوم: عدم دیـدن ـ همزمانی با سفر معظم‌له به استان کردستان
۲۳) دوره بیست و سـوم: ۲۲/۲/۱۳۸۹
۲۴) دوره بیست و چـهارم: ۲۱/۲/۱۳۹۰
۲۵) دوره بیست و پنجم: ۱۷/۲/۱۳۹۱
۲۶) دوره بیست و ششم: ۱۴/۲/۱۳۹۲
۲۷) دوره بیست و هفتم: عدم دیدن ـ دلیل اعلام‌شده مشغله‌های فراوان ـ رییس‌جمهور: حسن روحانی / وزیر ارشاد: علی جنتی

ـ

رهبر معظم انقلاب در سالهای ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۳ از پنج دوره نمایشگاه کتاب تهران دیدن نکردند که علت این عدم حضور، اعتراض ایشان به رویکرد فرهنگی دولت سید محمد خاتمی بود.

عدم حضور رهبری در نمایشگاه دوازدهم چنان پیام پررنگی داشت که سید عطاءالله مهاجرانی برای گریز از تبعات سنگین این اعتراض رهبری، دست به اقدامی جبرانی زد و چهار روز پس از پایان نمایشگاه کتاب تهران، با برگزاری یک نمایشگاه کتاب کوچک در محل بیت رهبری، کوشید دیداری میان رهبر معظم انقلاب و ناشران ترتیب دهد. اما در همان دیدار مورخ ۲۸/۲/۱۳۷۸ ، رهبر معظم انقلاب به شکل ضمنی، سیاستهای فرهنگی دولت خاتمی را مورد انتقاد قرار دادند و شیوه‌هایی از مبارزه با کارهای فرهنگی منفی را برشمردند. (متن کامل بیانات)

با توجه به این پیشینه، دوره ۲۷ نمایشگاه کتاب تهران، ششمین دوره‌ای خواهد بود که میزبان رهبر انقلاب نمی‌شود. هر چند علت عدم بازدید، مشغله‌های فراوان رهبری اعلام شده اما رسماً هیچ نماینده‌ای هم برای دیدن نمایشگاه کتاب، تعیین نگردیده است. این نکته، از سوی رییس دفتر ایشان مورد تأکید قرار گرفته و آیت‌الله محمدی گلپایگانی، حضور خود را یک علاقه شخصی توصیف کرده است. (اصل خبر)

مسأله عدم دیدن بیست و هفتمین نمایشگاه کتاب تهران توسط رهبر معظم انقلاب، مساله مهمی است که نباید از کنار آن ساده گذشت. سال ۱۳۹۳، از سوی رهبر معظم انقلاب، سال «اقتصاد و فرهنگ» نامیده شده و ایشان در بیانات خود، اهمیت فرهنگ را بالاتر از اقتصاد دانسته‌اند.

به برنامه کاری عمومی ایشان در روزهای برگزاری نمایشگاه کتاب تهران نگاهی بیندازیم :

۱ـ در چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت، همزمان با یکمین روز نمایشگاه کتاب تهران، رهبر معظم انقلاب از گروه صنعتی مپنا دیدن فرمودند و توجه ویژه خود به کارگران را، نشان دادند.

۲ـ در دوشنبه ۱۵ اردیبهشت، همزمان با ششمین روز نمایشگاه کتاب تهران، رهبر معظم انقلاب با مسؤولان جمعیت مامایی کشور دیدار داشتند و بر اهمیت افزایش نسل، تأکید فرمودند.

اما چه شده است که مهمترین یار کتاب در جمهوری اسلامی ایران، برای ششمین بار، به نمایشگاه کتاب تهران تشریف نمی‌آورند؟

براساس اعلام مسؤول دفتر رهبر معظم انقلاب، مشغله‌های فراوان، علت این عدم بازدید بوده است. بنابرین معلوم می‌شود مسائلی وجود داشته که اهمیت آنها، بالاتر از اهمیت دیدن چند ساعته نمایشگاه یا دستکم ارسال نماینده برای بازدید آن بوده است.

ـ

به بیان دیگر ،

۱ـ یا در هفته جاری، کشور درگیر مسایل بسیار حساسی است که شخص رهبری درگیر تصمیم‌گیری‌های کلان درباره آن هستند؛

۲ـ یا به دلایلی، نمایشگاه کتاب تهران در ۲۷‌مین دوره خود، دچار کاهش اهمیت از نگاه رهبری شده و ایشان، برنامه‌های دیگر را بر این دیدار دوست‌داشتنی و خاطره‌انگیز ترجیح داده‌اند؛

۳ـ و یا به دلیل اعتراض به رویکردهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی برگزاری نمایشگاه کتاب تهران، این برنامه در اولویت قرار نگرفته است اما به دلیل سیره رهبری مبنی بر حمایت علنی و همه‌جانبه از قوه مجریه، نارضایتی از عملکرد یک وزارت‌خانه دولت، به کل قوه مجریه تعمیم داده نشده است چرا که العاقل یکفیه الاشاره!

با توجه به موضع‌گیری‌های رییس‌جمهور در افتتاحیه نمایشگاه کتاب تهران علیه مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی ـ که هم‌اکنون خود ریاست آن را برعهده دارد ـ و رفتار بحران‌زای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در عزل مدیران موفق دوره قبل، حمله به چارچوبهای قانونی و …، به نظر می‌رسد دولت باید با تجدیدنظر اساسی در رویکرد فرهنگی خود، پاسخی عملی و درخور به دغدغه‌های رهبر معظم انقلاب و مردم ارایه کند.

با نگاهی تاریخی، سید عطاءالله مهاجرانی در کسوت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سعادت همراهی رهبر معظم انقلاب را برنامه دیدن یک دوره از نمایشگاه کتاب تهران را داشت اما متاسفانه علی جنتی، در نخستین دوره پذیرش مسؤولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از این توفیق، محروم شده است.

در واقع علی جنتی نخستین وزیر فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی در ربع قرن اخیر است که حتی یک دوره هم، میزبان عالی‌ترین یار کتاب در جمهوری اسلامی ایران، نبوده است.

ـ

javanenghelabi-khamenei - ketab 2ـ





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا
دولت بهار - مسعود شفیعی کیا/ این روزها هم زمان با بالا رفتن دلتنگی مردم برای دولت دکتر احمدی نژاد و نیز صدور فرمان «نگذاریم احمدی نژاد فرصت بلند شدن پیدا کند» می بینیم که برخی به اصطلاح اصول گرایان توپخانه ی نسبتاً خاموش خود را روشن کرده و صداوسیما و دیگر رسانه های این جریان مجددا به دنبال تخریب یکسویه دولت مردمی «دکتر احمدی نژاد» به نفع جبهه مقابل هستند.

مثلاً در برنامه ی «شناسنامه» این جمعه خانم وحید دستجردی با آن ظاهر متشرع خود قهرمانانه از مخالفتش با دکتر احمدی نزاد و بلند کردن صدایش روی رئیس جمهوری که شخص دوم کشور است، می گفت! چقدر زیبا آن چیزی که دکتر عزیز و مظلوم ما نگفت در این روزها آشکار می شود.

به این خانم دکتر اصول گرا باید گفته شود به کدام مجوز قانونی بلوای ارزی و مخالفت با رئیس جمهور قانونی کشور را پیش گرفتید و به پشتوانه ی کدام جریان در نبود رئیس جمهور در شورای عالی انقلاب فرهنگی روسای دانشگاهی که رئیس جمهور آنان را تأیید نمی کرد، منصوب می کردید؟! آیا بنابر قرائت مدعیان اصولگرایی از ولایت فقیه، مخالفت با بدیهی ترین اختیارات رئیس جمهور متنفذ از سوی رهبری تصمیمات را غیرقانونی و نامشروع نمی کند؟!

بسیار مضحک است که اصول گرایان گمان کرده اند دکتر احمدی نژاد ویارانش از طبقه ای فرو دست بوده اند که تنها وظیفه شان اجرای اجرای خرده فرمایشات حضرات است! به راستی بازگو نکردن تمام ماجرا و حق به جانب نشان دادن خود در نبود شخص غیبت شونده را کدام شرع و اخلاق و قانونی اجازه می دهد؟!

این جماعت مانند آن وزیر خارجه ی همسویشان گویا رئیس جمهور برایشان موجودی بی جان است و بلکه باید بله قربان گویشان باشد، بنابر این کار خود را بدون امر رئیس جمهور با لجاجت دنبال می کردند و گوش به فرمان لیدرهای اصول گرایی بودند و در تمام کارهای دولت مردمی دخالت و سنگ اندازی می کردند. و وقتی رئیس جمهور مجبور به حذفشان می شد فریاد وااسلاما و واانحرافا سر می دادند!

سرکار خانم وحید دستجردی یادش رفته دکتر احمدی نژاد چه هزینه ای برای انتخابش داد و به همین خاطر رابطه اش با برخی از بیوت قطع شد. وقتی بی پروا در برنامه شناسنامه دستور رئیس جمهور محبوب را «دخالت» خواند و با سرتکان دادن مجری ظاهرالصلاح و پردازش بیشتر مجری مواجه شد، بیش از همیشه مظلومیت رئیس جمهور منتخب 25 میلیونی را دریافتم.

رئیس جمهور بی نظیری را بارها در برنامه های متعدد به باد ناسزا و نسبت های نادرست گرفتن و فرصت دفاع از خود را به وی ندادن کجایش شرعی است؟ همان شرعی که غیبت مومن را خوردن گوشت وی می داند ولی گویا خوردن این فقره مثل خوردن خیلی چیز ها برای مدعیان اصول گرایی مجاز و لذت بخش می باشد.

«إن الله یدافع عن الذین آمنوا ، إن الله لا یُحب کل خوانٍ کفور» حج 38

تحقیقاً خدا از مومنان دفاع می کند و تحقیقاً خدا هیچ خائن کفرصفتی را دوست ندارد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 20 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا
آقای جهانگیری درست می گوید،مقصر همه مشکلات دولت قبلی است

آقای جهانگیری درست می گوید،مقصر همه مشکلات دولت قبلی است

تقصیر دولت قبل است اگر در همان هفته های اول دولت، ماجرای ۶۵۰ میلیون دلار امتیاز ویژه وارداتی درست شد اما شما دبیر ستاد مبارزه با فساد و رانت خواری شدید که تا این لحظه خروجی های نادیده! و تحسین برانگیزی هم برای گزارش دادن به مردم داشته است! و حتی نمایندگان مجلس هم هم چنان در جستجوی اعلام نتایج عملکرد این ستاد به ویژه درباره همین ماجرای ۶۵۰ میلیون دلاری هستند

محسن احسانی: آقای جهانگیری معاون محترم اول دولت یازدهم برای دومین بار در ماه های اخیر، از «تقصیرات» دولت قبلی در اغلب مسائل کنونی کشور خبر داد.
بار اول در اسفند ماه ۹۲ اعلام کرد «مشکلات توزیع و محتوای سبد کالا تقصیر دولت قبلی است»!‌ و اخیراً هم بار دیگر دولت قبل را مقصر برخی مسائل دانست… صاحب این قلم به شدت تمام! با این ایده آقای جهانگیری موافق است! و بر آن است که تقریباً هیچ اشکالی در شرایط کنونی دولت و کشور وجود ندارد که تقصیرش بر عهده دولت قبلی نباشد! یا نتوان به طرفه العینی تقصیر را بر عهده دولت قبل نینداخت!…
اما وظیفه خود می دانم برای کمک به آقای جهانگیری! و سهولت دسترسی مخاطبان محترم به مصادیق این تقصیرات، که همگی بر عهده دولت قبلی است! تعدادی از موارد را فهرست کنم؛ باشد که آقای جهانگیری و دیگر اعضای محترم دولت، به مرور! و در طی ۳ سال و اندی باقی مانده بر این فهرست بیفزایند!:
درست می فرمایید آقای جهانگیری:
۱- تقصیر دولت قبل است اگر ماجرای «انصراف از دریافت یارانه ها» خود به خود و با تبلیغات عجیب و غریب به «رفراندوم میزان اعتماد مردم به دولت یازدهم» تبدیل شد!
۲- تقصیر دولت قبل است اگر تا آن جا که امکان داشت با سیاست تهدید و تطمیع و تشویق و تنبیه و تحدید مردم درباره «انصراف از دریافت یارانه ها»، توی دل مردم خالی شد و مردم هم الحق جواب وافی و کافی به این تهدیدها دادند و از انصراف استقبال کردند!
۳- تقصیر دولت قبل است اگر حرف مگوی دولت شده باشد «واقعیت های هسته ای» که حتماً‌ مردم غریبه اند!‌ و راز اساسی بشود «کرسنت» که حتی نمایندگان مجلس هم حق فکر کردن به آن را ندارند!
۴- تقصیر دولت قبل است اگر با سیاست گل و لبخند و تماس تلفنی از سر شوق!، هم چرخ سانتریفیوژها از کار افتاد و هم چرخ اقتصاد و زندگی مردم می لنگد!
۵- تقصیر دولت قبل است اگر به واسطه سیاست های عزتمندانه! و سراسر لبخند در حوزه سیاست خارجی، آمریکا سفیر اعزامی را دیپورت می کند و فی الفور قانونی هم می گذارند و دولت البته با اقتدار و عزت تمام! این اقدام را فقط «غیر قابل قبول» می نامد و بیانیه صادر می کند!
۶- تقصیر دولت قبل است اگر دولت در پای میز مذاکره هسته ای، به پشتوانه کامل شدن چرخه سوخت هسته ای و هزاران هزار سانتریفیوژ به عنوان یک «قدرت هسته ای» با غرب و آمریکا مذاکره کرد که همه حاصل ایستادگی و مقاومت دولت قبل بود!
۷- تقصیر دولت قبل است اگر حلوای نقد اقتدار هسته ای با چندین وعده نسیه مثلاً بازگرداندن مبالغ کلان بلوکه شده حق این مردم تاخت زده شد اما حاصل وعده ها تا این لحظه چیزی جز همان نسیه نبوده است!
۸- تقصیر دولت قبل است اگر انرژی هسته ای فقط در شعار و حرف «حق مسلم» دانسته شد و تا جایی که امکان داشت – حتی زودتر از موعد- به روند اجرای تعهدات یک طرفه نسبت به غرب و ‌آمریکای غیر قابل اعتماد تعجیل بخشیده شد! و برای محکم کاری، بسیاری از متخصصان دلسوز این صنعت برای استراحت! راهی خانه شدند!
۹- تقصیر دولت قبل است اگر هر کس در نقد سیاست هسته ای و دیپلماسی گل و لبخند سخنی بر زبان راند یا راهی دادسرا شد یا بیسواد و خائن لقب گرفت!
۱۰- تقصیر دولت قبل است اگر در «توزیع سبد کالا» نهایت درایت و کیاست دولت به مردم قبولانده شد و نهایت شأن و احترام مردم نگه داشته شد و عزتشان لگد مال نشد و برای رسانه های خارجی خوراک فراهم نیامد!
۱۱- تقصیر دولت قبل است اگر «سفرهای استانی» هر چند ماه یک بار هم به «سفرهای بازدید» بدل شده بدون دیدن مردم، بدون توجه به آن ها و بعد هم بازگشت بدون هیچ دستاورد خاص!
۱۲- تقصیر دولت قبل است اگر در جریان همین سفرهای نصفه و نیمه و تهی، طرح ها و پروژه های موفق و نیمه تمام دولت قبلی یا به نام خود سند زده شد و یا دوباره افتتاح شد و یا باز وعده داده شد!
۱۳- تقصیر دولت قبل است اگر در جریان همین سفرها تا آن جا که امکان داشت گارد اطراف افراد مستحکم تر شد تا احدی از مردم دستش به «کسی» نرسد و در دانشگاه نیز با ایجاد یک جو فوق العاده امنیتی اما صمیمی! اجازه داده نشد هیچ دانشجویی به «کسی» نزدیک شود!
۱۴- تقصیر دولت قبل است اگر ناگهان! فراموش شد که چه وعده های شداد و غلاظی برای ارائه «گزارش های ۱۰۰ روزه به مردم» داده شده بود و حتی فرصت گزارش ۱۰۰ روزه اول هم به جای دادن گزارش کار به مردم، صرف تخریب و تخطئه دولت قبل شد!
۱۵- تقصیر دولت قبل است اگر نه با «کلید»، که با «داس» و بلکه «کمباین»، به جان سیستم اداری و سرمایه های مدیریتی کشور افتادند و حیرت انگیزترین رکورد ممکن در دوران بعد از انقلاب را در تغییرات و انتصابات بر جای گذاردند!
۱۶- تقصیر دولت قبل است اگر دست پرمهر و عطوفت دولت مدام بر سر نشریات موهن به ارکان دین و نظام بوده و داس تخریب و توهین اما گردن نشریات منتقد و مخالف را مدام نوازش کرده است!
۱۷- تقصیر دولت قبل است اگر هر وقت صدایی از یک رسانه منتقد درآمد و کسی از «هسته ای» و «کرسنت» و … فقط سؤال کرد، راهی دادسرا شد و در این مسیر حتی به نماینده مجلس و فرزند شهید هم رحم نشد!
۱۸- تقصیر دولت قبل است اگر قوانین مسلم کشور بازیچه گرفته شد و مدام در فیس بوک و توییتر و این نوع موارد، رکورد دور زدن قوانین واضح کشور شکسته شد و به جای کار کردن و گزارش دادن به مردم، بازی «فیس بوکی» انجام شد!
۱۹- تقصیر دولت قبل است اگر ماجرای گروگانگیری اخیر مرزبانان، به بحرانی حیرت انگیز تبدیل شد و به گونه ای رفتار شد که در نهایت و برای نخستین بار «دولت جمهوری اسلامی» پای مذاکره با یک گروهک تروریستی نشانده شد و سپس در بوق و کرنا از این موفقیت عزتمندانه!، سخن گفته شد!
۲۰- تقصیر دولت قبل است اگر با مطالعه و بررسی کامل! فردی برای ریاست سازمان میراث فرهنگی برگزیده شد که قلبش برای این سازمان نتپید و سازمان را در میان هوا و زمین بلاتکلیف قرار داد و رفت!
۲۱- تقصیر دولت قبل است اگر در مناطق آزاد با درایت تمام! تقریباً همه منصوبین از میان رفقا و دوستان و اعضای ستادهای انتخاباتی و اطرافیان معتمد! برگزیده شدند که همگی در غایت تخصص و تدبیرند! و تاکنون حتی کوچک ترین تحول مثبت و گشایشی در این مناطق رخ نداده است!
۲۲- تقصیر دولت قبل است اگر در حوزه زنان جز وعده و شعار و تئوری بافی های توخالی به ارمغان آورده نشد و تا امکان داشت محکومان فتنه در نشست ها و همایش های دولتی بر صدر و دیده نشستند و قدر دیدند و دلجویی هم شدند!
۲۳- تقصیر دولت قبل است اگر تنها دستاورد برای زنان در این دولت، جشنی اشرافی باشد در کاخ سعدآباد که به مهمانان ویژه اش ۵ سکه بدهند و برایشان رقص لزگی اجرا کنند و مانکن های ساپورت پوش برایشان شوی زنده لباس اجرا نمایند!
۲۴- تقصیر دولت قبل است اگر مرزهای جدیدی از تعداد تغییرات و انتصابات در آموزش عالی و دانشگاه ها درنوردیده شد و هر چه متهم فتنه و افراطیون دلسوز! بود جایگاه مناسب و شایسته یافتند!
۲۵- تقصیر دولت قبل است اگر مشاور ارشد دولت نیمی از مردم را «ضد قانون» خواند و نمایندگان مجلس را تهدید کرد ولی مستندساز انتخاباتی را روانه هیأت مدیره کیش کرد!
۲۶- تقصیر دولت قبل است اگر دیگر مشاور کراواتی، مردم را از حرف زدن و حتی فکر کردن درباره همه مسائل و هسته ای و همه چیز منع کرد و رانندگان تاکسی و لبوفروشان را از دایره عاقلان منتقد خارج کرد! تا آن جا که وادار شدند موجودیت و مشاور بودنش را از بیخ انکار کنند!
۲۷- تقصیر دولت قبل است اگر چنان عزتمندانه! عمل شده که هر اتحادیه اروپایی و هر سیاستمدار کوتوله ای در غرب به خود اجازه دهد شخصیت و تاریخ و شجاعت این مردم را لگدکوب کند و دولت در بیانیه های محکم! و موضعگیری های سفت! خود، این نوع حرف ها و اقدامات را فقط «غیر قابل قبول» توصیف کند!
۲۸- تقصیر دولت قبل است اگر فلان وزیر ثروت میلیاردی خود را انکار نکند و عضو هیأت مدیره چندین شرکت معظم صنعتی باشد و در اوج بحران های دولت و روزهای آخر سال جایزه درایتش در توزیع سبد کالا را هم بگیرد! و برود سفر یک ماهه به ‌آلمان و با فلان تکنولوژی گوشش را عمل کند که می گوید ۸۰ سال دیگر هم وارد ایران نخواهد شد!
۲۹- تقصیر دولت قبل است اگر روش و منش وزارت ارشاد دولت، سیاست مشهور «راه بینداز و جا بینداز» و شعار دادن و دوپهلو عمل کردن و عادی سازی عبور از خط قرمزهای عرفی و دینی و اخلاقی است و تا فریاد دلسوزان و در رأسشان ولی فقیه زمانه از بیداد فرهنگی موجود بلند می شود سریع بیانیه ای اندر حمایت صادر کنند اما در پسله، کار خود را پیش برند!
۳۰- تقصیر دولت قبل است اگر با این همه حرف و خبر و گزارش، باز هم دفاعی درباره ۷ میلیارد هزینه استخر و سونای زیر ساختمان سفید وجود ندارد!
۳۱- تقصیر دولت قبل است اگر با درایت تمام! موضوع بهای بنزین در حال تبدیل به یک بحران اقتصادی و اجتماعی و سیاسی است و هر لحظه جواب متناقضی به مردم داده می شود!
۳۲- تقصیر دولت قبل است اگر تحت حمایت ها و خط دهی های همان کسی که همه خوب می شناسند دانشگاه‌ آزاد به لانه ای برای متهمان فتنه و افراطیون و آقازاده های محکوم تبدیل شده است!
۳۳- تقصیر دولت قبل است اگر در همان هفته های اول دولت، ماجرای ۶۵۰ میلیون دلار امتیاز ویژه وارداتی درست شد اما شما دبیر ستاد مبارزه با فساد و رانت خواری شدید که تا این لحظه خروجی های نادیده! و تحسین برانگیزی هم برای گزارش دادن به مردم داشته است! و حتی نمایندگان مجلس هم هم چنان در جستجوی اعلام نتایج عملکرد این ستاد به ویژه درباره همین ماجرای ۶۵۰ میلیون دلاری هستند!
و… اصلاً قبول! ‌همه چیز تقصیر دولت قبل است! اما خداوکیلی بیایید و کلاهتان را نزد وجدان خودتان قاضی کنید که در این ماه ها که گذشت برای مردم چه کرده اید؟
چه قدر دل به دلشان داده اید؟
چه قدر از برج عاج روشنفکریتان پایین آمده اید؟
چه قدر با مردم قدم زده اید؟
چه قدر برای این مردم دل سوزانده اید؟ و …
و فراتر؛ این ماه ها که گذشت و دست مردم خالی ماند که ماند!‌ اما برای ماه های بعد و سال های بعد چه در چنته دارید؟ نشود که در پایان دوره چهار ساله، ذکر مدامتان هنوز هم این باشد که «تقصیر دولت قبل بود!»…





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا
 سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 مصاحبه مفصل حبرگزاری فارس، که به مخالفت سرسختانه با جریان موهوم انحرافی و دکتر احمدی نژاد پس از این جریان معروف است، با وزیر محترم سابق اطلاعات کشور جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین حیدر مصلحی روی خروجی خبرگزاری قرار گرفته است. برای این مصاحبه محور یا مناسبت خاصی ذکر نشده است اما اگر بخواهیم از متن آن عنوانی برایش بیابیم باید عنوانش تشریح انحراف احمدی نژاد از نظر ایشان باشد. اما چرا در این ایام که نه انتخاباتی پیش روی احمدی نژاد است که نمی تواند در انتخابات خبرگان باشد و نه انتخابات دیگری هست و نه اصلا او اعلام آمادگی و اشتیاقی برای فعالیت سیاسی نشان می دهد، افرادی مثل آقای مصلحی با ظواهر خیرخواهانه و افرادی مثل آقای کاظمی با ظواهری خصمانه در صدد به عرصه کشاندن آقای احمدی نژاد با محوریت خاطرات یا شاید در مواردی خاطره سازی هایی برآمده اند؟ چرا اجازه آرامش سیاسی به مملکت را نمی دهند؟

در زیر قسمت هایی از مصاحبه ی فارس با آقای مصلحی را از خود فارس رونوشت کرده ام:

فارس: پس بحث بیداری انسانی نیز در راستای همین امر در مقابل این شعار بیداری اسلامی قرار داشت؟

مصلحی: بله!

فارس: پس می‌توان در جمع‌بندی صحبت‌های شما به این نتیجه رسید که در خصوص احمدی‌نژاد یک پروسه امنیتی طی شد و احمدی‌نژاد ذاتا تفکری منحرف نداشت.

مصلحی: من احساسم این است که طراحی کردند.

فارس: مثل همان بحثی که در قضیه منتظری، مهدی هاشمی و ... نیز وجود داشت؟

مصلحی: بله! دشمن طراحی می‌کند.

فارس: به نظر شما نقش کدام دستگاه امنیتی پشت کار بوده است؟

مصلحی: اینکه ما فکر کنیم دشمن و استکبار در مقابله با انقلاب اسلامی به صورت تَک عمل می‌کند، درست نیست چرا که آنها در مجموعه دستگاه‌های اطلاعاتی به صورت مشترک اقدام می‌کنند، به این معنا که به یکدیگر سرویس داده و تقسیم کار می‌کنند؛ در تقسیم کارشان یکی از کارها این است که روی خطوط قرمزشان پا می گذارند؛ یکی از خطوط قرمز هر سرویس اطلاعاتی، منابع آن است لذا اینکه کشوری منبع خود را می‌سوزاند و در اختیار یک سرویس دیگر می‌گذارد یعنی به این نتیجه رسیده که برای مقابله با انقلاب باید روی خطوط قرمز خود نیز پا بگذارد. نباید گفت یک سرویس با ما درگیر است آنها با یکدیگر تقسیم کار دارند چون همه آنها با انقلاب اسلامی درگیر هستند.

در ادامه ی مصاحبه هم می خوانیم؛

فارس: گفته می‌شد در دوره 11 روزه خانه‌نشینی، اطلاعات توسط مشایی از وزارت خارج می‌شد. نظر شما درباره این مسائل چیست؟

مصلحی: جهت اطلاع مردم باید بگویم سیستم اطلاعاتی ما اصلا اینطور نیست که بشود از آن اطلاعات بیرون برد.

فارس: گفته می‌شد مشایی به دنبال پرونده‌سازی و موازی‌کاری اطلاعاتی است. آیا این موضوع صحت دارد؟

مصلحی: اصلاً اینطور نیست چراکه کشور حساب و کتاب دارد.

عزیزان می توانند متن کامل مصاحبه را از خود خبرگزاری فارس بخوانند.

اما عرض ما یک چیز دیگری است؛

راه زمین زدن یک نفر با چهره ای مقبول و محبوب و مورد حمایت رهبری چیست در کشوری که بصیرت مردمی وجود دارد و زمینه ی دینی بسیار قوی که فتنه 1388 در حالیکه قبل از آن در تمام کشورهایی که انقلاب مخملی انجام شد، موفقیت آمیز بود؟

غیر از اینکه این که چهره های دینی آن جامعه که احیانا در نهادها و مسئولیت ها حضور داشته اند و چه بهتر اینکه دوستی عمیقی هم با نفر هدف داشته باشند، بیایند و مباحثی کلی و مبهم و بی سند را توأمان مطرح کنند. اگر چندین نفر نوبت به نوبت با زمینه های مشخص کاری خودشان هم مکررا به این مباحث بپردازند که چه بهتر.

آیا اولین بار است که این ترفند به کار می رود؟

1- سال 1388 آقای ابوترابی با افشای نامه محرمانه رهبری به رئیس جمهور که علی القاعده نباید فرد سومی از آن با خبر باشد در گرما گرم فتنه که دشمن گرم نبرد است در صدد بصیرت افشانی و ادای تکلیف برآمدند. حاصل این انجام تکلیف ایشان چه بود؟ خنجری را حالا خواسته یا ناخواسته به پشت رئیس جمهور مؤمن انقلابی که شخصا به عنوان نفر اول خط مقدم وارد درگیری با فتنه شده فرو کردن. از شدت زخم رئیس جمهور ما تا دوسال نمی تواند موضعی برای پیشبرد اهدافش بگیرد. چرا که جامعه دچار تلاطم شده. فتنه از یک طرف و ادعای شکل گیری جریان انحرافی بدون هیچ مدرک محکمه پسند و متقنی.

وقتی می گوییم فتنه شاخه های ارتباط با سیا و ام آی سیکس و موساد و ... شناخته شده است. چرا یک سند قاطع و روشن از ارتباط مشایی با این ها ارائه نمی شود؟ جای سؤال ندارد؟

من به شخص آقای ابوترابی و انقلابی بودنشان تردیدی ندارم اما یک سؤال از ایشان همواره داشته ام و دارم و آن اینکه چه کسی یا کسانی تکلیف افشای نامه را به شما سپرد؟ اگر رهبری بوده اند روشن با سندش اعلام کنید. مگر مشکلی ایجاد می شود؟ برعکس حقانیت شما اثبات می شود.

آقای رحیم مشایی اعلام کردند که پس از دریافت نامه آقای احمدی نژاد به ایشان گفته اند که من با رهبری صحبت می کنم تا نگرانی ایشان برطرف شود. ظاهرا این صحبت هم انجام شده و حتی ایشان حاضر نشدند که محتوای صحبت شخص اول با شخص دوم مملکت را افشا کنند، هرچند که به نفعشان بود. علتش را هم عنوان می کنند که اگر شخص اول مملکت صلاح بدانند خودشان افشا می کنند، چرا من باید افشای اسرار ایشان بکنم؟!

خوب است آقای ابوترابی فرد این سؤال همه اذهان دنبال حقیقت را پاسخ دهند!

2- آقای مصباح یزدی-حفظه الله- که بنده در انقلابی بودن ایشان هم تردیدی ندارم اواخر اردیبهشت 1390 از بزرگترین خطر از صدر اسلام تا کنون سخن می گویند و اعلام می کنند که بیش از 90 درصد مطمئنم که احمدی نژاد توسط این شخص سحر شده. یعنی مهندس رحیم مشایی!

آیا با احتمال می شود به یک انسان تهمت زد؟
چه رسد به مسلمان که مؤمن و انقلابی هم باشد. آن هم از تریبون عمومی. آن هم در کسوت روحانی عالی رتبه. آن هم به رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران. می شود؟ مجازیم؟ مصلحت است؟ حق است؟

اما چه اتفاقی می افتد؟ رئیس جمهور انقلابی ما بار دیگر خنجری زهرآگین تر در پهلویش فرو می شود بدون اینکه یک آخ هم از بشنویم. تا حدود دو سال دیگر او نمی تواند سرپا ایستاده و حرفش را بزند. تنها کار می کند و کار! نزدیک به دو سال سکوت!

جالب است این ها در سالی اتفاق افتاده که سال جهاد اقتصادی است و وزارت اطلاعات و اشخاص خواص باید وضعیت کشور را در نظر بگیرند تا حتی کوچکترین اشتباهی صورت نگیرد. وزارت اطلاعات که وضعیتش کم کم به دست وزیر سابقش دارد روشن می شود اما اشخاص چطور؟ غالبا یا فتنه ی 1388 را به راه انداخته اند. یا از پشت خنجر می زنند و یا هم امضا جمع کرده و در سال جهاد اقتصادی از رئیس جمهور در مورد مشکل اصلی کشور که به زودی انقلاب را با تهدید مواجه می سازد یعنی حجاب سؤال می پرسند! مواضع رهبری شش هفت ماه بعد در خراسان شمالی هم که روشن کرد وضع و مشکل حجاب در چه جایگاهی قرار دارد. حتی الان هم مشکل فرهنگ ما در درجه ی اول حجاب نیست و بلکه فرهنگ مقاومت و ایستادگی در برابر خصم و خودکفایی است.

و حالا هم؛

3- از اردیبهشت 1393 هم که آقای مصلحی آخرین بخش فعلی پروژه سه گانه زمین زدن احمدی نژاد را کلید زده اند. بله درست می بینید زمین زدن احمدی نژاد و یا عبارت بهتر اجازه ندهیم احمدی نژاد از زمین بلند شود. این عبارت برای دوستان آشنا نیست؟

بنده در انقلابی بودن آقای مصلحی هم تردید ندارم، اما چرا حالا که فرمانده فتنه فرموده اند که نباید اجازه دهیم احمدی نژاد از زمین بلند شود؟ چرا شرایط نبرد امروز کشور با همه ی دنیا و اینکه رهبری معظم-مد ظله العالی- رئیس جمهور زنده کننده ی آرمان های انقلاب را در کنار خود ندارد و به جای آن رئیس جمهور محترم استاد تمام مذاکره و شناسنده بین الملل را که دست راست آقای هاشمی استوانه انقلاب است در کنار خود دارند؟

خیلی هوش و ذکاوت نمی خواهد درک این موقعیت حساس. چرا انقلابی ها و حزب اللهی ها احساس زاید الوصف بصیرت انقلابیشان گل نمی کند و موقعیت خطیر را گوشزد نمی کنند؟ مگر سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی نیست؟ چرا با کوبیدن احمدی نژاد که بی تردید در قلب ملت ایران جای دارند موجبات برای سستی در عزم ملی فراهم می آورند؟ اگر منکر محبوبیت احمدی نژاد هستند هم که جناحشان مشخص می شود.

به آقای مصلحی عزیز پیشنهاد دارم که قدری تأمل کنند و از تخطئه ان شاءالله ناخواسته دکتر احمدی نژاد و برخی دیگر دست بردارند. شاید مهلت همیشه برای جبران فراهم نشود. خداوند که به کسی تعهدی نداده است.

سخنی هم با آن کسانی دارم که فراتر از این ها و در پشت پرده ها طراحی می کنند؛

ما بهاری ها هرگز خواب نبودیم و نخواهیم خوابید. اصولا ذات بهار یعنی بیداری. این مکرهایی که بإذن الله در تضلیل قرار خواهد گرفت در ما کارگر نیست. بلکه در آنانی کارگر است که یک ماه پس از جمله ی نظر احمدی نژاد به نظر من نزدیک تر است ، مقابل نظر احمدی نژاد بایستند. بنده سخنم با آقای مصلحی عزیز نیست، بلکه با آنی است که این دام تزویر را نهاده است؛

برو این دام بر مرغ دگر نه که عنقا را بلند است آشیانه

شما ادراکتان از سکوت احمدی نژاد هم حقیر است چونان که از سخنش هم درکتان حقیر بود. درست مثل خودتان که حقیرانه و رذیلانه و ناجوانمردانه طراحی می کنید. آدم اجیر می کنید. پایگاه های اینترنتی جور می کنید. سخنران جور می کنید. اراذل اجاره می کنید. برخی را با تطمیع، برخی با تهدید، برخی با فریب و گمراه کردن و ... به کار می گیرید و گمان هم می برید که موفق خواهید بود اما به فضل الهی چنین نخواهد شد. کید الهی در کمین شماست!

إن رَبکَ لَبِالمِرصَاد

خداوند در کمین شماست. این را بدانید!


دیگرانی هم هستند که چنین می کنند. یا غافل اند و یا مغرض. برخی وزیران سابق در دولت نهم یا احیانا دهم هستند. برخی از اعضای جبهه ی پایداری همچنان هستند. جمع کثیری از اصولگرایان مجلس از همه سبقت گرفته اند، حتی از دولت. دولت و مجمع تشخیص که توضیح نمی خواهد. برخی از اعلام کشور از خرابی های هشت ساله می گویند. شخصیت های مختلف هر کدام به نوعی!

اما این طرف کیست. احمدی نژاد و مردمانی که همچنان دوستش دارند. پیرمردی روستایی از آشناهایمان را سراغ دارم که مهمترین آرزویش امروز این است که فقط یک بار دیگر هم احمدی نژاد را ببیند قبل از آنی که از دنیا برود. احمدی نژاد و اندک خواص بهاری و احمدی نژاد و رهبری پاک تر از آب روان زلال تر از رود و محکم تر از هر سختی و مقاوم تر از هر مقاومی. رهبری که همچنان هم احمدی نژاد یعنی مشایی را با چهره ای خندان می پذیرد.

من سؤالی دارم از آنان که دشمنی می کنند. لزوما همه دشمنی نمی کنند و برخی فقط مخالفند. اما عده ای لاجرم دشمنی می کنند و من به آن ها می گویم که آیا نمی بینید که با چه کسی طرف هستید. کسی که حرفش حرف شهداست و شهید عالی قدر معلم حاج ابراهیم همت. حرف چیست؟ امامت و امت!

به خودی ها و حزب اللهی ها هم عرض می کنم که؛

بترسیم از روزی که امانی نداریم که فصل رسوایی فرا رسیده است. دیگر دوره امتحانات کم کم اتمام می یابد و باید کارنامه ها را پخش کنند. این چند دقیقه ی آخر امتحانات را خوب بنویسیم که خدای ناکرده مردود نشویم. بترسیم از آه مظلومی که جز خدا پناهی ندارد. بترسیم از شکوه ولی خدا آنگاه که از ناجوانمردی خواص گلایه کند و بترسیم از موی سپید ولی امر که تا او هست از بلا و عذاب در امانیم. بلا و عذاب لزوما زلزله نیست. بزرگترین بلاها تسلط ظالمان بر ماست!

بترسیم از کوچکترین غم ولی الله الأعظم حضرت بقیة الله صاحب الزمان-ارواحنا فداه و عجل الله تعالی فرجه الشریف- از اینکه کسانی را که نام ایشان را در همه ی جهان مطرح کردند را به دست خودی ها منحرف نامیدند!

اگر مهلتی باشد به شرط حیات ان شاءالله در آینده لیستی از اعترافات را هم باید ارائه کنم که در طی این مدت خصوصا پس از دولت دهم درباره بی گناهی مهندس اسفندیار رحیم مشایی افراد ایراد کرده اند. خواهیم دید که چقدر خانه ی عنکبوت سست است و دژ ایمان مستحکم! البته اگر دوستان بهاری و دولت بهار به این اعترافات بپردازند که قطعا بهتر از حقیر می پردازند و تکلیف از بنده ساقط می شود.

سپاس از توجه بی دریغتان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا

اخیرا آقای «مهدی کوچک زاده» نماینده محترم مجلس در وبلاگ شخصی مطلبی نوشتند با عنوان "چرا به آن مرد که رفته است فحش می دهند؟"

در آن توضیح دادند که چگونه محمود احمدی نژاد با یک حرکت صد ها هزار میلیارد به نفع کشور رقم زد . و به همین دلیل است که اربابان قدرت هنوز هم خشم و کینه احمدی نژاد در بغض و گلو دارند ...

کاربری هم در این وبلاگ نوشتند : که در دوره آقای احمدی نژاد کلی فساد مالی رخ داد و نزدیکان دکتر مثل مشایی در آن دست داشتند!

پاسخ آقای کوچک زاده خواندنی بود :


مهدی کوچک زاده:

«نه برادر شما فحش بده و سرگرم بازی های سیاسی باش که برامون درست کردند، 3000 میلیارد رو قرار بود مشائی خورده باشه ولی دادگاه تمام شد و از مشائی سوال و جواب هم نشد، با رمال عباس غفاری قرار بود مشائی مرتبط باشه ولی بازجویش در حضور 5 شاهد گفت که عباس غفاری از مریدش به نام ب. ل 20 میلیون تومان گرفته ، مشائی برای تسخیر مجلس نهم توسط 150 نفر برای هر نفر 900 میلیون خرج کرده ولی . . . . خد ا خیرت بده کسی نمی خواهد تو را طرفدار کسی و یا مخالف کس دیگر کند، چرا اجازه می دهی کلاه سرت بگذارند؟؟؟»

حال دیدن مطالب زیر نیز قطعا! خالی از لذت نیست : (1)

حالا این موضوعات را بگزارید جلوی این شاهکار انحراف یابی و در افشانی های دوستان بسیار محترم کیهانی : (2)

« تازه ترین اطلاعات دریافتی كیهان حكایت از آن دارد كه در جریان فتنه و انحرافی درباره پرونده فساد 3000 میلیاردی به راهبردی واحد رسیده اند.»

«بنابرگزارش های موجود در اختیار كیهان جریان انحرافی كه هم اكنون به شدت از حجم و عمق اسناد كشف شده در پرونده فساد 3000 میلیاردی بهت زده و نسبت به سرنوشت خود نگران است، در تازه ترین طراحی انجام شده تصمیم گرفته از دو سفر رئیس جمهور یكی از اردبیل- كه انجام شد- و دیگری به نیویورك برای لاپوشانی افتضاح به بارآمده استفاده كند. همانطور كه اكنون كاملاً آشكار شده این جریان در استفاده از سفر اردبیل برای به حاشیه بردن این خبر هولناك - یا به تعبیر یكی از یدرهای این جریان تبدیل تهدید به فرصت- كاملاً شكست خورده است چرا كه اظهارات شتابزده و عصبی رئیس جمهور در این سفر جز بوجود آوردن این سؤال كه چرا وی خود در برخورد با این فساد پیش قدم نشده حاصلی نداشته است. درباره سفر نیویورك نیز اطلاعات موجود نشان می دهد این جریان درصدد آن است كه با ایجاد بمب های خبری و حركات پر سر و صدا وضعیتی بوجود بیاورد كه در آن خبر فساد 3000 میلیاردی از ذهن افكار عمومی پاك شود. در عین حال سؤالی كه در اینجا وجود دارد این است كه اگر این جریان از رسیدگی علنی و شفاف به این پرونده نگران نیست چرا به پروژه سازی پی درپی برای به حاشیه راندن آن روی آورده است.»

«در همین حال از محافل مرتبط با جریان فتنه خبر می رسد كه این جریان 2 راهبرد اصلی را در قبال این جریان در پیش گرفته است. راهبرد نخست فراتر بردن اتهام از دولت و متهم كردن همه اركان نظام كه سخنان روز چهارشنبه آقای احمدی نژاد در اردبیل كمك مهمی به آن بود.

« راهبرد دوم این است كه به هر شكل ممكن اسناد و اخبار ارتباط متهم اول پرونده با دولت اصلاحات و چهره های اصلاح طلب (در كنار جریان انحرافی) را لاپوشانی كنند. برخی از یافته های اخیر در پرونده فساد 3000 میلیاردی حكایت از آن دارد كه متهم اول پرونده دارای ارتباطی گسترده با جریان دوم خرداد بوده و در سال های اخیر توانسته به بخش آلوده دولت نیز نزدیك شود. این یافته ها اثبات كننده یك فرضیه بسیار مهم و البته دیرین است كه تأكید می كند عقبه اقتصادی و سیاسی دو جریان انحرافی و فتنه یكسان است.»



 امام صادق علیه‏ السلام : (3)

قاضیان چهار گروهند : سه گروه در آتشند و یک گروه در بهشت . مردى که دانسته حکم ناحقّ صادر کند ، این قاضى در آتش است . مردى که ندانسته (و بى‏اطلاع از احکام و قوانین) حکم ناحقّ دهد ، این نیز در آتش است . مردى که ندانسته حکم درست و حقّ صادر کند ، این هم در آتش است و مردى که دانسته حکم حقّ و درست را صادر کند ، این قاضى در بهشت است .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا
در اجلاس فائو، در حاشیه ى جلسه، جلسه اى بود با تجار ایتالیایى، تجار ایرانى و نمایندگان كمپانى ها براى سرمایه گزارى در ایران.
درآن جلسه یك نفر بلند شد و گفت مى خواهد با دكتر خصوصى صحبت كند.
دكتر گفت باشد براى بعد از جلسه.
جلسه كه تمام شد، آمد پیش دكتر. گفت در ایتالیا استاد دانشگاه است.
به دكتر گفت: حرف هایى كه شما مى زنید، حرف دل ماست. ما متأسفانه اینجا آزاد نیستیم حرف مان را آزادانه بزنیم. اما حرف هاى شما، حرف دل ما و ملت ماست.

                                                                             ***
در آخرین سفرى كه دكتر به نیویورك رفته بود. محافظان آمریكایى، در هتل محل اقامت دكتر هر دفعه از یك مسیر ویژه اى ایشان را مى بردند تا خطرى دكتر را تهدید نكند.
یك بار مسیرى كه بردند، از پشت آشپزخانه ى هتل بود.
كارگرهاى آشپزخانه با این كه مرتب مقامات مختلف از آن جا تردد كرده بودند، به محض دیدن دكتر، دست از كار كشیده پشت شیشه صف كشیدند و ابراز احساسات كردند.
دكتر هم مسیرش را تغییر داد. رفت داخل آشپزخانه و با آنها احوالپرسى كرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا
به گزارش میدان ۷۲، هاشم تفکری بافقی خواننده سبک رپ که همه او را به عنوان یک خواننده احمدی نژادی می شناسند در آخرین قطعه خود با نام” نامه به رییس جمهور” دوباره پا بر عرصه سیاست گذاشته است. او به وسیله ی سبک رپ انتقادات صریحی را متوجه مواضع روحانی و توافق ژنو کرده است که شاید کمتر کسی جرات همچین کاری را داشته باشد.

لازم به ذکر است بافقی هم تحصیل کرده دانشگاه هست و هم با شناسنامه و کارت ملی از رییس جمهور انتقاد می کند.

هاشم تفکری بافقی را اغلب مخاطبانش با اثر مشهور “حمله به سوی کوفه” می شناسند که با سبک پاپ کار شده و یکی از برجسته ترین کارهای این خواننده می باشد. بافقی با این اثرش سعی دارد مظلومیت احمدی نژاد در انتخابات ۹۲ و رد صلاحیت تنها نماینده ایشان را فریاد بزند.

این خواننده غیر از سبک رپ، سبک راک و پاپ را هم در کارنامه خود داشته که البته در سبک رپ، راه زیادی برای طی کردن دارد و بنابر نظر مخاطبانش هنوز کارهای رپ او کیفیت مطلوبی پیدا نکرده و قطعات پاپ او طرفداران بیشتری دارد.

شما می توانید آخرین اثر این خواننده را از لینک زیر دانلود کنید:

دانلود قطعه “نامه به رییس جمهور”


انتشار این قطعه درBFC NEWS  به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا
براى اجلاس نماز به اراك رفته بودیم. مردم كه متوجه حضور دكتر در شهرشان شدند، براى دیدن ایشان هجوم آوردند.
دكتر كه در دیدارهاى مردمى حاضر نیست حتى كوچك ترین ضرر و زیان مالى به كسى برسد، در آن شلوغى كه محافظان كلافه شده بودند، خم شد. لنگه كفشى از
روى زمین برداشت. داد به یكى از محافظان تا صاحب كفش را پیدا كند.
او هم كفش را بالا گرفت و آن قدر نگه داشت تا صاحبش پیدا شد.

                                                                     
در همان سفر بالاخره محافظان دكتر راهى پیدا كردند و از حلقه ى جمعیت، دكتر را بیرون آوردند.
سوار اتومبیل كه شدیم، یك دفعه زنى بچه به بغل آمد سمت اتومبیل. بلند بلند مى گفت نامه دارد.
دكتر از راننده خواست بایستد. اما او توجه نكرد. این دفعه سرش فریاد كشید.
مجبور شد بایستد.
زن تا نامه اش را دست دكتر بدهد، دوباره جمعیت ریختند دور دكتر و....
باز روز از نو روزى از نو.
                                                        ***
به خاطر علاقه اى كه دكتر به مردم دارد، محافظان دكتر دائم در عذاب وگرفتارى هستند.
خیلى وقت ها در هجوم مردم براى دیدن دكتر دچارمشكل مى شوند.
چون دكتر خود را در موج جمعیت قرار مى دهد و كنترل جان رئیس جمهور براى آنها واقعا شاق است.
هر كس سعى مى كند خودش را به دكتر برساند. به سر و صورت دكتر دست بكشد. ببوسدش. دستش را بگیرد.
چندین بار انگشت هاى دكتر در این استقبال ها و ابراز ارادت ها آسیب دیده.
درسفر استانى به قم انگشت دستش طورى آسیب دید و در رفت كه دكتر مجبور شد انگشتش را ببندد.
با این حال در آن شرایط دكتر حواسش به مردمى است كه دور او را گرفته اند. اینكه پیرمرد یا پیرزن یا كودكى زیر دست و پا نماند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا
قوانین دولت تدبیر و امید جهت صدور مجوز انتقاد از دولت یازدهم:

ماده 1 - ارائه اصل شناسنامه خود و گروه سیاسی مرتبط
تبصره 1- کسانیکه عضو هیچ گروه سیاسی نیستند نمی‌توانند انتقاد کنند.
تبصره 2- گروه مرتبط باید گروه سیاسی باشد.
تبصره 3- گروه سیاسی باید موافق دولت یازدهم باشد.
تبصره 4- ارسال نام گروه‌های مخالف دولت نمره منفی دارد.
تبصره 5- گروه‌های معاند و فاقد مجوز در اولویت هستند.
ماده 2- ارائه اصل پایان‌نامه دکترا فقط در رشته حقوق! جهت اطمینان از حداقل سواد برای انتقاد
تبصره 1- گرایش رشته حقوق افراد باید حتما با گرایش رشته حقوق آقای رئیس جمهور منطبق باشد
تبصره 2- کسانی که مدرک خود را از دانشگاه‌های انگلستان دریافت کرده باشند در اولویت هستند.
ماده 3- ارائه اصل پاسپورت ممهور به مهر ویزای تمام کشورهای دنیا
تبصره 1- کشورهای افریقایی مورد قبول نیست.
تبصره 2- کشورهای آمریکای لاتین امتیاز منفی دارد.
تبصره 3- کشور آمریکا پنج نمره مثبت دارد.
تبصره 4- کشور انگلستان از آمریکا هم نمره مثبت بیشتری دارد.
تبصره 5- مکالمه تلفنی به زبان انگلیسی امتیاز جداگانه دارد.
تبصره 6- پاسپورتهای صادره در دولت قبل فاقد اعتبار است.
ماده 4- همراه داشتن کد رهگیری انصراف از دریافت یارانه
تبصره 1- این ماده برای کسانیکه مشمول تبصره 4 ماده 3 هستند لازم نیست.
تبصره 2- به کسانیکه این کد را ارسال کنند علاوه بر صدور مجوز انتقاد، یک عدد وام میلیاردی اهدا خواهد شد چون بلاشک توان پرداخت اقساط آن را دارند. یک علامت ویکتوری از نوع غربی‌اش به 97 درصد سایرین
تبصره 3- اعضاء کابینه دولت از این ماده استثناء می‌شوند.
ماده 5- صدور مجوز برای متقاضیان، مانع پیگیری‌های قضایی بعدی در خصوص موارد احتمالی نقد آنها که به مذاق رئیس دولت خوش نیاید نخواهد بود.
تبصره 1- برای اطمینان از عدم پیگری قضایی، ارسال اصل انتقاد بهمراه شش نسخه رونوشت آن قبل از انتشار الزامی است.
تبصره 2- حداقل زمان پاسخ به درخواستهای ارسالی تبصره یک همین ماده شش ماه است.
ماده 6- مجوزهای صادره به مدت شش ماه اعتبار داشته و برای تمدید مجوزهای صادره، گذراندن مراحل گزینش مجدد الزامی است.
تبصره 1- امکان صدور مجوز برای برخی منتقدان موافق دولت یازدهم با معرفی رئیس جمهور وجود دارد.
ماده 7- شرایط و مدارک لازم اعلامی در این قانون به همین موارد ختم نشده و در آینده امکان اضافه شدن هر شرایط جدید و سخت تر محتمل نزدیک به قطعی است.
ماده 8- هرفرد یا گروهی که از تاریخ این قانون نسبت به انتقاد بدون مجوز اقدام کنند طبق قانون به اشد مجازات خواهند رسید.
تبصره 1- این ماده به هیچ عنوان نافی ادعای دولت در تحمل مخالفان و شنیدن صدای منتقدان نیست.
تبصره 2- این دولت صدای مخالفان و منتقدان را می‌شنود و در این زمینه به خود افتخار می‌کند.
ماده 9- طرفداران رئیس جمهور قبل کلا مستثنی هستند.
ماده 10- این قانون از نه ماه قبل از صدور قابلیت اجراء داشته و کسی حق اعتراض ندارد حتی کسانیکه مجوز دریافت میکنند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا
در سفر دكتر به نیویورك، خبرنگار از ایشان پرسیده بود: امریكا را چه طور دیدید؟
دكتر گفته بود: ما از مسیر خاصى رفت و آمد مى كردیم. با مردم برخورد نداشتیم.
صبح تا شب هم با مقامات و شخصیت هاى مختلف جلسه داشتیم و امكان برقرارى ارتباط میسر نشد.
خبرنگار با تبختر به دكتر گفته بود: بالاخره شما برج ها و ساختمان ها را كه دیدید!
دكتر هم جواب داده بود: اینها كه چیز مهمى نیست. همه اش آهن و بتن است. ما به اینها شهر نمی گوییم. ما به رابطه ى بین آدمها، مدنیت و شهر مى گوییم!


.................................................................................................................................................................................
بعد از نیویورك دكتر به بولیوى رفت. در شهرى كه هواپیما فرود آمده بود، مردم به صورت خودجوش از دكتر استقبال گرمى كردند.
از آنجا با یك هواپیماى داخلى به پایتخت بولیوى رفت. بعداز برنامه اى كه به خاطر آن برنامه، دكتر به بولیوى رفته بود، ظهر دكتر به فرودگاه شهرى كه هواپیماى ایران آنجا فرود آمده بود. برگشت. از آنجا به كاراكاس رفت.
دكتر دو ساعت با چاوز جلسه داشت. بعد از دو-سه ساعت برگشت به سمت ایران و تهران.
یعنى دكتر سه برنامه ى سفر را در یك روز انجام داد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا

به گزارش میدان ۷۲ ، یکی از حاضران در دیدار دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور پبشین کشورمان در مصاحبه با خبرنگار ما با اشاره به خبر منتشره درباره این جلسه گفت: متاسفانه خبرگزاری فارس در اقدامی غیر اخلاقی خبر دیدار چند تن از هواداران دکتر احمدی نژاد را بصورت تحریف شده منتشر کرده است.

این منبع آگاه با تکذیب خبر منتشر شده مبنی بر اینکه دکتر احمدی نژاد اعلام کرده است که دیگر در سیاست دخالت نمی کند گفت: خبرگزاری فارس  اقدام به نشر اکاذیب کرده است و قطعا پیگیری های قانونی برای برخورد با این اقدام خلاف قانون و اخلاق انجام خواهد شد.

وی در ادامه گفت: بیشتر جلسه به بیان نظرات و دیدگاهای حامیان گذشت و سخنان دکتر احمدی نژاد خیلی کوتاه و ناظر بر تقوای سیاسی و تاکید بر لزوم حفظ امید در شرایط فعلی گذشت.

وی در مورد مباحث طرح شده توسط حامیان دکتر احمدی نژاد گفت: جمع محدودی که در این جلسه شرکت کرده بودند بیشتر بر ضرورت شکستن سکوت دکتر احمدی نژاد سخن می گفتند که دکتر احمدی نژاد در پاسخ به آنها صلاح کشور را در سکوت خود دانستند و در عین حال آن را به معنای انفعال ندانستند، ولی صحبتی از عدم دخالت در سیاست ایشان بیان نکردند.

این منبع اگاه در ادامه گفت: خبرسازی انجام گرفته توسط خبرگزاری فارس در راستای تلاش برای حاشیه سازی برای دکتر احمدی نژاد و درگیر کردن ایشان در سیاست داخلی انجام می شود تا با تکیه بر این اخبار تحریف شده تخریب ها را بر علیه ایشان شروع کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 6 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا

40057405-1-IMAGE635339627751210961

40057405-2-IMAGE635339627756291469 90702881-3-IMAGE635339627742790119

90702881-1-IMAGE635339627734569297 90702881-2-IMAGE635339627741059946

 

140402189-1-IMAGE635339627746360476 140402189-2-IMAGE635339627747760616

140402189-3-IMAGE635339627749870827





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 5 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا


( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...